سپیده دم
سپیده دم اخرین هفته خردادماه بود
طوری پنهان و پوشیده به خانه برگشتم که حتی باد هم نفهمید
من بر مزار چند مرده خاموش گریسته بودم!
پاره ایاز اسمانداشت ابی می شد
و بانگ خروسان بامدادپرست،از امدن صبح می گفت
من اما هنوز خمار شب در گذشته بودم!
اینجا تمام پروانه های خوس باور،از شیب باران تنبل خرداد
به ترانه های من رسیده اند.
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه ای کوچه هفت سالگی مرا دریاب!![]()
![]()
