پرواز ابا خورشید
بگذار،که بر شاخه این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
انگاه بصد شوق چو مرغان شکستبال
پر گیرم از این نام و سوی تو بیایم
خورشید از ان دور از ان قله پر برف
اغوش کند باز،همه هر،همه ناز.....![]()
![]()
به نام افریننده گیتار عشق
بگذار،که بر شاخه این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
انگاه بصد شوق چو مرغان شکستبال
پر گیرم از این نام و سوی تو بیایم
خورشید از ان دور از ان قله پر برف
اغوش کند باز،همه هر،همه ناز.....![]()
![]()
سپیده دم اخرین هفته خردادماه بود
طوری پنهان و پوشیده به خانه برگشتم که حتی باد هم نفهمید
من بر مزار چند مرده خاموش گریسته بودم!
پاره ایاز اسمانداشت ابی می شد
و بانگ خروسان بامدادپرست،از امدن صبح می گفت
من اما هنوز خمار شب در گذشته بودم!
اینجا تمام پروانه های خوس باور،از شیب باران تنبل خرداد
به ترانه های من رسیده اند.
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه ای کوچه هفت سالگی مرا دریاب!![]()
![]()

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه مسـتم
باز می لرزد دلم دستـم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ
های نپریشی صفای زلفکم را دست
و آبرویم را نریزی دل ای نخورده مست
لحظه دیدار نزدیک است ......