تبليغاتX
به نام خداوندی که لیلی را عاشق کرد

به نام خداوندی که لیلی را عاشق کرد

به نام افریننده گیتار عشق

پرواز ابا خورشید

بگذار،که بر شاخه این صبح دلاویز 

            بنشینم و از عشق سرودی بسرایم

انگاه بصد شوق چو مرغان شکستبال

           پر گیرم از این نام و سوی تو بیایم 

خورشید از ان دور از ان قله پر برف

         اغوش کند باز،همه هر،همه ناز.....

       

      

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 6:24 PM  توسط angel_mahsa  | 

سپیده دم

سپیده دم اخرین هفته خردادماه بود

طوری پنهان و پوشیده به خانه برگشتم که حتی باد هم نفهمید

 من بر مزار چند مرده خاموش گریسته بودم!

پاره ایاز اسمانداشت ابی می شد

و بانگ خروسان بامدادپرست،از امدن صبح می گفت

من اما هنوز خمار شب در گذشته بودم!

اینجا تمام پروانه های خوس باور،از شیب باران تنبل خرداد

به ترانه های من رسیده اند.

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه ای کوچه هفت سالگی مرا دریاب!

+ نوشته شده در  جمعه 19 خرداد1385ساعت 6:26 PM  توسط angel_mahsa  | 

 

لحظه دیدار نزدیک است

 

باز من دیوانه    مسـتم

 

باز می لرزد دلم  دستـم

 

باز گویی در جهان دیگری هستم

 

های نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ

 

های نپریشی صفای زلفکم را دست

 

و آبرویم را نریزی دل    ای نخورده مست

 

لحظه  دیدار نزدیک است ......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 2:27 AM  توسط angel_mahsa  |